عبد الله قطب بن محيى
200
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
كردهاند و در آن باب ، احاديث و آثار روايت كرده و قرار بر اين داده كه چنان كسان اصحاب اعرافند كه مدّتى محبوس باشند در محلّى كه نه دوزخ باشد و نه بهشت ، ميان دوزخ و بهشت ؛ آخر به بهشت روند و داخل مفلحين گردند ؛ و اللّه اعلم . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 72 - [ وعده انبياء : وجود بىعدم ، لذت بىالم ، شباب بىهرم ، حيات بىموت ] ( من عبد اللّه قطب ) نمىدانم كه آدمى براى چه گوش به انبيا نمىدارد و متابعت سخنان ايشان نمىكند ، از آن وعدهها و بشارات كه ايشان مىدهند مستغنى است ؟ ! نى نى كس از آن مستغنى نتواند بود ، وعده ايشان چهار چيز است : وجود بىعدم ، لذت بىالم ، شباب بىهرم ، حيات بىموت . كجا كسى از اينها مستغنى تواند بود ، يا خود طريقى به آن مىداند جز آن راه كه ايشان مىنمايند از اين جهت پرواى سخنان ايشان نمىكند ؛ اين هم نيست ، چه تدبير ايشان مهتدى به سبى كه مفضى باشد به اين امور چهارگانه نيست ، غايت و طاقت آدمى معلوم است كه تا كجاست ! يا خود مىگويد اگرچه مرا طريقى به آن معلوم نيست اما معلوم هم نيست كه آن طريق كه ايشان مىنمايند مفضى باشد به آن ! گوييم : چون ديگر طريق معلوم است نزد تو كه مفضى نيست به آن و آنچه ايشان مىنمايند نزد تو مجهول الحال است ، پس شايد كه مفضى باشد ، و سعادت حقيقى كه عبارت است از امور اربعهء مذكوره ، نه چيزى است كه تقاعد از طلب آن جائز است نزد صاحب همّت ، و او جز به آن به سر مىتواند برد و جز به آن مىتواند آرميد . هرآينه بر ذمّهء صاحب همت لازم باشد كه خود را به آنچه ايشان مىگويند بدهد و بر باورى آن بدارد و به مقتضى آن عمل كند ، در ترك اين مقدار او را هيچ عذر نيست هذا . و وعدهء خداى عزّ و جلّ چنان است كه هر كسى كه اين مقدار بكند و در مقام انصاف درآيد و آتش طلب ، دل وى را مر اذعان و استسلام نرم سازد و بهانهگيرى و